ابراهيم عاملي ( موثق )
8
تفسير عاملي ( فارسي )
باطاعت بىقيد و شرط مگر نسبت به آنكه معصوم باشد ، و ظاهر و باطنش يكى باشد و مصون از خطا باشد و مردم مطمئن باشند كه فرمان ناروا نميكند ، و اين اوصاف در هيچيك از علما و امرا نيست بجز در امامهاى ما و دليل بر اين آن است كه چون پيغمبر ما فوق بشر است فرمان او مقرون بفرمان خدا شده است و چون امامهاى ما بالاترين بشر بعد از پيغمبر ( ص ) هستند اطاعت آنها را دنبال اطاعت رسول قرار داده است و گر نه چه مناسبت دارد كه فرمان هر فرمانده مانند فرمان خدا و رسول باشد ، پس معلوم است كه مقصود امامهاى ما هستند كه در نزد شيعه امامت و عصمت آنها مسلَّم است و تمام امّت پيغمبر و مسلمانان به عدالت و علوّ منزلت آنها تسليم شدهاند . ابو الفتوح : با جمله ى « أَطِيعُوا اللَّه » تمام بشر موظَّف باطاعت خدا هستند ، و با جمله ى « أَطِيعُوا الرَّسُولَ » همه ى مردم موظَّف باطاعت او هستند ، پس پيغمبر موظف نيست از كسى بجز خداى اطاعت كند ، و با جمله ى « وَأُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ » بايستى اين دسته هم بجز فرمانبرى از خدا و رسول از ديگرى فرمان نبرند چون اطاعت آنها بر ديگران لازم است و اگر اين عدّه معيّن و محدود نباشد بايستى هر كسى كه عالم و يا فرمانروا شد فقطَّ از خدا و رسول اطاعت كند و از ديگرى نبايد اطاعت نمايد ، و گروه زيادى مشمول اين حكم ميشوند و اين بر خلاف اجتماع و اتّفاق مسلمين است و كسى ادّعا نكرده است كه علما و امرا فرمانروا هستند و فرمان هيچكس جز خدا و رسول بر آنها روا نيست ، پس بايد اين دسته محدود و معيّن باشند و بر مذهب ما شيعه در هر زمانى يك نفر اينطور است كه حكمش بر همه روان است و خود نبايد از كسى فرمان برد مگر از خدا و رسول چنان كه پيغمبر در زمان خود نبايد از كسى اطاعت ميكرد و مأمور باطاعت خدا بود و بس ، و نيز اگر مقصود از « أُولِي الأَمْرِ » شخص معين در هر وقت نباشد بايستى مردم موظَّف باشند باطاعت همه ى امرا و علما با اختلاف آراء و مذاهب ، و فتاواى آنها ، و ما نميتوانيم از اين عقايد و دستورهاى مختلف حق را از ناحقّ تميز بدهيم چون موجب امتياز و برترى براى يك عدّه مخصوص معيّن نشده است ، پس همه ى آنها مساوى و واجب الاطاعه هستند و اين محال است و تكليف غير مقدور ، پس